ای کسانيکه ايمان آورديد فرض گردانيده شد بر شما روزه چنانکه فرض کرده شده بر کسانيکه پيش از شما بودند تا شما پرهيزگاری کنيد. القرآن الکريم ۲:۱۸۳

بوسيله روزه نفس شما به ترک لذت و خواهشات خو ميگيرد آنگاه شما می توانيد از لذايذ و آرزوهای که شرعاً حرام است نفس های خود را باز داريد رو��ه از توانايی و شهوت نفس می کاهد. شما را پارسا و پرهيزگار ميسازد. در روزه گرفتن بزرگترين حکمت آنست که نفس سرکش اصلاح شود و اجرای احکام شرع که بر نفس دشوار و گران می آيد سهل گردد – تا شما پرگيزگار شويد بايد دانست که در ايام رمضان بر يهود و نصارا روزه فرض شده ب��د، چون بر حسب نظر خود در آن تغيير و تبديل نمودند «لعلکم تتقون» برايشان تعريض است. و مفهوم اين است که ای مسلمانان از فرمان او سر باز متابيد يعنی بسان يهود و نصاری در اين حکم الهی خللی وارد نکنيد.

مقدمه

روزه يکي از احکام انسان ساز اسلام است، که آگاهي از همه فوايد و پي بردن به فلسفه کامل آن همچون ساير احکام الهي براي انسان عادي ممکن نيست، دانش محدود بشر نميتواند راهگشاي همه اسرار نهفته باشد و انديشه را به پاسخ همه مجهولات رهنمون شود، شايد روزي دانش انسان به حدي از کمال برسد که دريچه تازه اي بر روي بشر بگشايد و حکمتها و دستورات اسلام را باز شناسد..... .

 بنابراين ندانستن فلسفه احکام الهي نبايد ما را از انجام آن باز دارد و موجب نا فرماني و عصيان شود، چرا که اين اطاعت کورکورانه نيست، بلکه بر علم و يقين تکيه دارد زيرا مسلمانان ميدانند که خداي جهان بر  همه چيز دانا و از همه چيز آگاه است و نقص و نيازي در ذات متعال او نيست که از اعمال سودي بخواهد يا از زياني بهراسد، خداي مهربان خير محض است و براي بندگان خود جز خير و سعادت نميخواهد، پس اگر به چيزي فرمان ميدهد خير و سعادت ما در آن است و کمال و تعالي ما بدان بستگي دارد و هر چيزي را نهي ميفرمايد براي ما زيان بخش است و بر مصالح مادي و معنوي ما لطمه ميزند.

فوايد روزه

روزه فوايد جسمي و روحي فراوان دارد، شفا بخش جسم و توان بخش جان است، پاک کننده آدمي از رذايل حيواني، در ساختن فرد صالح و اجتماع بسامان بسيار موثر است، در تهذيب و تزکيه نفس و رهاندن انسان از روزمرگي و واماندگي در نياز هاي تن تأثير بسزايي دارد. فوايد طبي و بهداشتي روزه که از سودمنديهاي کوچک اين فريضه انسان ساز است به حدي است که شايد نياز به توضيح و تکرار نداشته باشد و بيشتر مردم کم و بيش از آن آگاهند. ما به اختصار به گوشه اي از اين فوايد انسان ساز اشاره ميکنيم: معده و دستگاه گوارش از اندام پرکار بدن آدمي است، با سه وعده غذا که معمول مردم است؛ تقريباً در همه ساعات دستگاه گوارش به هضم و تحليل و جذب و دفع مشغول است. روزه باعث ميشود از يکسو اين اعضا استراحت کنند و از فرسودگي مصون بمانند و نيروي تازه اي بگيرند و از سوي ديگر ذخاير چربي که زيانهاي مهلکي دارند تحليل رفته و کاسته شوند.

 در روايات اسلامي حتي به فوايد جسمي روزه نيز تصريح شده تا برخي از سست عنصران، اگر نه با ايمان کامل لااقل با توجه به فوايد بهداشتي روزه اين فريضه ثمر بخش را بجاي آورند و از سودمنديهاي گوناگون آن در حد خود بهره ور شوند. پيامبر گرامي اسلام در همين رابطه فرموده اند: «صوموا تصحوا» روزه بگيريد تا سالم بمانيد. و نيز در روايات بسياري پيشوايان گرامي اسلام فرموده اند: « معده آدمي خانه بيماريهاي اوست و پرهيز از غذا درمان آن است»

 بديهي است آنگاه فوايد بهداشتي روزه بهتر به دست ميآيد که روزه دار امساک روز را با زياده روي در شب تلافي نکند، که پر خوري خود موجب زيانهاي چشم گيري براي دستگاه گوارش است. با پيشرفت دانش پزشکي، برخي از پزشکان و متخصصان دريافته اند که امساک از خوردن و آشاميدن، عالي ترين روش درماني است، يکي از پزشکان ميگويد: « طرح درمان به وسيله روزه بسيار چنان معجزه آساست که بکار بستن آن مسير، طرحها و برنامه هاي طب عملي و جراحي را تغيير خواهد داد، زيرا روزه راه تازه اي به روي دانش پزشکي ميگشايد؛ و سلاح موثري براي مبارزه با بيماريها به اين دانش ميبخشد سلاحي که  ميتوان آن را از راههاي گوناگون مورد استفاده قرار داد تا انسان را در مبارزه با علت بيماريها براي بهبود بيماران به نتيجه مطلوب و آشکار رسانند. »

  با روزه و امساک ميتوان بيماريها را بهبود بخشيد و معالجه کرد البته در صورتي که با اعتدال و ميانه روي مقرون باشد و در هنگام سحر و افطار در خوردن و آشاميدن افراط نشود.بررسي فوايد بهداشتي و طبي روزه در اين مختصر نميگنجد، آنانکه به توضيح بيشتر علاقمندند ميتوانند به کتابهايي که در اين زمينه تأليف شده است مراجعه نمايند. بايد توجه داشت، بر خلاف تصور کوتاه انديشان، روزه هيچگونه ضرري براي افراد سالم مکلف ندارد و اگر کسي بيمار باشد و نتواند روزه بگيرد و با اين کار بيمار تر شود و يا روزه باعث گردد که بيماريش ادامه يابد کار حرامي مرتکب شده و روزه اش نزد خدا پذيرفته نيست، بيماري که روزه براي او ضرر دارد نبايد روزه بگيرد و فقط لازم است در روزهاي ديگر قضاي آن را بجا آورد و جبران کند.

 افراد سالم بايد بدانند که روزه نه تنها زياني برايشان ندارد بلکه چنان که گفتيم، موجب تندرستي و صحت مزاج است و بگفته برخي شکم پرستان که خود روزه نميگيرند و ديگران را نيز از روزه باز ميدارند و تلقين ميکنند که روزه موجب زخم معده ميشود، نبايد اعتنا کرد، اينگونه دروغها تنها بهانه افراد سست عنصري است که که اسير شکم خويشند و از عزم و اراده انساني در آنان خبري نيست. « روزه باعث استراحت معده است و در حال روزه اسيد معده بجاي غذا به وسيله صفرا خنثي ميشود و زخم ايجاد نميگردد»

 اکثريت قريب به اتفاق مسلمانان متدين ماه مبارک رمضان را روزه ميدارند و به هيچ وجه شکايتي از اين بيماري ندارند و نسبت بيماري زخم معده روزه داران بيشتر از ديگران نيست همانطور که گفتيم فوايد جسمي و بهداشتي روزه اگرچه چشمگير و غير قابل انکار است ولي مهمترين فوايد روزه اثرات بهداشتي آن نيست، متأسفانه برخي در بررسي فوايد روزه تنها به همين اثرات بهداشتي آن بسنده کرده اند، درحاليکه فوايد برتر روزه به جنبه هاي معنوي آن مربوط ميشود، فوايد جسمي روزه با اثرات معنوي آن در سازندگي تربيت و تزکيه انسان قابل مقايسه نيست، اگر چه همان فوايد طبي هم گواهي است بر اصالت اسلام عزيز، چرا که اين آيين فطري و آسماني چهارده قرن پيش با ژرف بيني و احاطه اي که جز از خداي متعال نميتواند بود در محيط جاهليت عرب دستوراتي براي انسانها وضع کرده است که دانش پزشکي انسان متمدن عصر ما با پيشرفت خود روز به روز بر گوشه هايي از حکمت آن پي ميبرد

 ثواب ها و فوايد روزه.

حقيقتاً ثواب های روزه داشتن بسيار بزرگ ميباشند، در اينجاه بطور نمونه بعضی از آنها را که در کتاب های حديث صحيح آمده به مطالعه دوستان ميرسانيم.

افزايش در پاداش

 خداوند روزه داشتن بنده های خود را بر خود انتخاب کرده و پاداش آنرا بر بنده های خود ميدهد. پاداش آنرا به گونه چندين مرتبه بيشتر افزايش ميدهد. چنانچه در حديث قدسی ذکر شده "به جز از روزه که آن برای من است و من او را بر آن پاداش ميدهم. "روزه داشتن را برابرای نيست و دعای روزه دار رد نميشود.

 رمضان يکی از ستون های اسلام است. قران درماه رمضان نازل شده. روزه گرفتن در ماه رمضان معادل بر ده ماه روزه است از روی ثواب. هر که ماه رمضان را از روی ايمانداری و به اميد دريافت پاداش روزه ميگيرد، گناه های گذشته او بخشيده ميشود.

 شخصی روزه دار در دو لحظه لذت دارد:

 وقتيکه روزه ای خود را باز ميکند و ديگر هنگاميکه با خداوند ملاقات ميکند، به روزه داشتن خود شادمانی می ورزد. روزه در قيامت شفاعت روزه دار را ميکند و ميگويد "خداوندا، من او را از غذا و شهواتی بدنی باز داشتم در هنگام روز پس مرا اجازه بده تا شفاعت او را کنم. بوی دهن روزه دار به نزد خداوند بهتر است از بوی مشک.

روزه داشتن يک محافظت است

 روزه داشتن يک محافظت است و يک قلعه مستحکم است که انسان را از آتش مصعون نگاه ميکند. هر که يک روز را به خاطر خشنودی خداند روزه بگيرد خداوند روی او را به فاصله هفتاد سال از آتش دور ميکند.

هر کسی يک روز  را روزه بگيرد، و آن روز آخير زنده گی اش باشد پس وی داخل بهشت خواهد شد. در بهشت دروازه ای است به نام رعيان، روزه داران از آن داخل ميشوند و تنها ايشان و بعد از ايشان, آن دروازه قفل ميشود و هيچ يک از آن داخل نميشود.

 در هر روزه افطاری خداوند مردمانی را که از آتش دوزخ رهايی ميابند انتخاب ميکند. در روزه گرفتن خردمندی بسيار و فوايد بی شمار است که وابسته به تقوا و پرهيزگاری ميباشد چنانکه الله تعالی می فرمايد " ... تا شما پرهيزگاران شويد. «البقره ۲:۱۸۳»" اگر شخصی برای کسب خشنودی الله «ج» و از ترس عذاب او از چيزهای حلال اجتناب می کند، پس پرهيز کردن از حرام برايش آسانتر می گردد. احساس گرسنگی در معده ديگر اعضای بدن را از گرسنگی و خواهشات باز می دارد. روزه داشتن سببی ورشکست شيطان، جلوگير خواهشات و نگهدارنده حواس ميشود. وقتی احساس گرسنگی در دل روزه دار غالب ميشود، او از حال غريبان آمده احساس ترحم پيدا ميکند و به ايشان طعامی می خوراند. روزه داشتن انسان را می آموزد تا چگونه از هوس و گناه دوری کند. انسان را کمک ميکند تا بر طبيعت خود قادر گردد و خود را از عادت های باپسنديده برهاند. روزه داشتن انسان را وقت شنانس ميسازد. روزه نماينگر اتحاد امت اسلام ميباشد.

 آداب و سنتهای روزه

غذا در وقت سحور «پس شب»

در وقت سحور «پس شب» بايد حتماً قدری غذا بخوريم و نوشيدنی بنوشيم و سحور را تا قبل از اذان نماز صبح تأخير دهيم. پيغمبر «ص» ما را بر اين امر نصيحت کرده اند. "سحور داشته باشيد زيرا در سحور برکت است – ال��خاری. در غذای سحور برکت است، و در اين امر از اهل کتاب فرق داشتن هم شامل است. و خرما چه پسنديده سحوری است برای ايمانداران – ابوداود، صحيح الترغيب

افطار را به تعويق نبايد انداخت

افطار را به تعويق نبايد انداخت زيرا پيغمبر «ص» فرموده اند "مردم خوب ( در خير و فلاح ) ميباسند تا وقتی که افطار را به تعويق نه اندازند. - البخاری"

در وقت از افطار پُر خوری بپرهيزيد

در وقت افطار پُر خوری بايد نکنيم. پيامبر ص هميشه يک لقمه کمتر می خوردند پيش از اينکه سير شوند. در يک حديث صحيح ديگر وارد است که ايشان گفته اند که "بد ترين ظرفی را که بنی آدام پُر ميکند، معده او ميباشد. " واضح است که اگر معده پر باشد، ادای نماز تراويح اجباری و ناخوش آيند به نظر می آيد.

دوری از گناه

از گناه ها بايد دوری کرد "هر گاه يکی از شما روزه داشته باشد بگذاريد تا متهم به گناه نشود. - اگر يک روزه دار دروغ و بد کرداری را ترک نکند، پس الله «ج» ضرورتی ندارد که آن شخص آب و غذا را بر خود ترک کند." همچنان حضرت پيامبر «ص» فرموده اند "شايد يک روزه دار از روزه خود هيچ چيز در نيابد، مگر تشنگی و گرسنگی. - ابن ماجه" در رمضان بايد از جنگ و جدال ( بحث و گفت و گوی در آن شامل است ) بايد خود داری کرد. اگر کسی ما را به اين امر مجبور سازد، پيامبر «ص» توصيه کرده اند که بايد گفت "من روزه دارم - البخاری" به اين وسيله خود و طرف مقابل را از رمضان ياد آور سازد.

روزه تانرا ضايع نکنيد

از جمله اعمالی که حسنات را از بين ميبرد و بدی ها را بار می آورد، مشاهده پروگرام های تلويزيونی مانند سوالات ذهنی، درامه ها و فلم ها، و پروگرام های سپورت و غيره ميباشد. همچنان ولگردی در سرک ها، و در سوپر مارکيت ها، و راننده گی به هدف روز گمی کردن همه اينها ثواب روزه را از بين ميبرند. کسانيکه به عوض عبادات، قران خواندن و نمازهای تهجد، مناجات و استغفار به اعمال غير ان که ذکر شد وقت خود را صرف می کنند، پس جای شک نيست که ايشان حقيقت روزه را درک نکرده اند و بسيار امکان دارد که از روزه خود بجز از تشنه گی و گرسنه گی چيزی ديگری نيابند.
برادارن و خواهران عزيز! با وجود روزه داشتن جای تأسف خواهد بود که به خاطری چند عادت ناپسنديده ما خود را از فيض و برکت های ماه رمضان محروم سازيم - حال آنکه يکی از دليل های روزه داشتن دور کردن همين عادت های بد می باشد. پس از خداوند متعال خواهانيم تا ماه رمضان را ماه فيض، برکت، و سعادتمندی برای ما بسازد. آمين

 بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِالْقَدْرِ(۱) وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ (۲) لَيْلَةُ الْقَدْرِخَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ(۳)
تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَابِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ(۴) سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ (۵)

بيگمان اين قرآن را در شب قدر نازل کرديم. پس تو چه ميدانی که شب قدر چيست. شب قدر بهتر است از هزار ماه است.فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگار شان برای تقدير هر کار نازل ميشوند.شبی مملو از کرامت و برکت تا طلوع صبح.

 ليلة القدر

ماه رمضان تمام روز ها و شبهای آن تمام ساعات و دقايق آن و تمام لحظات آن سرشار از فيض و برکت و درخشش انوار الهی ميباشد اما شب قدر جايگاه اختصاصی خود در ماه رمضان را دارا ميباشد.عبادت در اين شب متبرک بسيار ثواب و اجر عظيم داشته و همان طور که اين شب از هزار ماه بهتر است عبادت هم به هزار درجه افضل ميباشد و درصد اجابت دعا در اين شب بسيار بالا است پس بکوشيم تا اين شب را دريابيم و با ذکر خدای متعال و انجام اعمال نيک و دستگيری از تهيدستان و يتيمان و بيوه زنان از خدا بخواهيم که سعادت يافتن اين شب را نصيب مان گرداند.

قدر دو معنی دارد يکی اندازه کردن وقت و فيصله کردن است يعنی اينکه خداوند(ج) اندازه هر چيز را مشخص کرده و وقت آن را معين ميکند احکام نازل ميدارد و تقدير هر چيز را مقرر ميدارد . آيت قرآن کريم است: (فيها يفرق کل امر حکيم* امرا من عندنا.«الدخان آيات ۴ و ۵»« در آن شب هر فرمانی بر حسب حکمت صادر ميشود. فرمانی از جانب ما.»

معنی ديگر قدر عظمت و بزرگی است . يعنی ليلة القدر آن شبی است که در نزد خداوند(ج) بسيار با عظمت و با فضيلت است و برای قدر و عظمت آن اين دليل کافی است که خداوند متعال اين نعمت عظيم يعنی قرآن مجيد را نازل فرموده است.

صدقه فطر بر هر مسلمانی که زندگی متوسط و آرامی داشته باشد ؛ بر زن و مرد و بالغ و نابالغ واجب است و آنکسی که بيشتر از ضروريات اصلی دارائی داشته باشد صدقه فطر بر آن واجب است و برای واجب شدن صدقه فطر ضروری نيست که مثل حکم زکات يک سال بر مال شخص بگذرد بلکه اگر از چند لحظه قبل از طلوع فجر نيز خداوند (ج) کسی را صاحب ثروتی ساخت پس صدقه فطر بر وی واجب ميگردد

در روايات مختلف است که ليلة القدر در دهه آخر ماه ماه مبارک رمضان است و از جضرت عايشه (رض) روايت است که حضرت محمد(ص) فرمودند:« ليلة القدر را در ده شب آخر ماه مبارک رمضان و در شب های طاق جستجو کنيد.»(صحيح البخاری)

از حضرت عايشه (رض) روايت است که رسول الله (ص) در دهه اخير رمضان چنان به ذکر و عبادت توجه خاص ميفرمودند که در ايام ديگر نمی فرمودند رسول اکرم (ص) در اين شب بيش از پيش به سجده و قيام و ذکر و تسبيح ترغيب نموده فرمودند: « هنگاميکه ليلةالقدر می آيد پس جبرئيل امين با جمع کثيری از ملائکه به زمين فرود می آيند و برای آن بنده دعای رحمت و مغفرت ميکنند که ايستاده و نشسته به ذکر و يا عبادت خداوند(ج) مشغول ميباشد» و همچنين ارشاد فرمودند که: « ای مردم بر شما ماهی آمده است که در آن شبی است که از هزار ماه افضل است . آن کسی که از اين شب محروم ماند پس وی از همه امور خير محروم گرديده است و در اين شب کسی از خير و برکت محروم ميگردد که وی واقعا محروم است»(ابن ماجه)

در شب قدر هر دعای که انسان به درگاه خدای متعال بکند مورد قبول واقع ميشود و بيان حضرت عايشه (رض) است که: من به رسول کريم (ص) گفتم که اگر برايم معلوم گردد که کدام شب ليلة القدر است به من بگوئيد که در آن شب چه دعای بکنم؟رسول خدا(ص) فرمودند اين دعا را بخوان:« اللهم انک عفو کريم تحب العفو فاعف عني» يعنی ای بار خدايا ! تو نهايت آمرزنده و بخشنده ای و آمرزش برايت پسنديده است پس خطا های مرا عفو کن.»

اميدواريم که خداوند توفيق عنايت فرمايد تا از جمله مقربان درگاهش گرديده و با انجام فرائض واجبات و سنن و مستحبات و شب زنده داری در اين ماه پر فيض اين شب متبرک را هم دريابيم و با دعا و نيايش از خداوند(ج) بخواهيم که گناهان ما را عفو کرده و حاجات ما را بر آورده سازد.

و ما توفيقی الا باالله تا اینجا فقه اهل سنت.

 احكام روزه بر گرفته از فقه شیعه وسنی

سؤال (1): شخصى در ماه مبارك رمضان دوبار محتلم شده بفاصله دو روز وبخاطرش هست كه يك غسل كرده ، نمى داند اين غسل بعد از احتلام اول بوده كه نمازها و روزه هاى بعد از احتلام دوم را قضا كند ، يااين غسل بعد از احتلام دوم بوده كه فقط همان يكى دو روز بعد از احتلام اول را قضا نمايد ؟

جواب : مى تواند اكتفاء به اقل نمايد ، هرچند كه اتيان اكثر افضل است .

سؤال (2): بدل از كفاره روزه كه يك مد گندم ياجو است ، آيا مى شود قيمت آن را داد ؟

جواب : قيمت كفايت نمى كند .

سؤال (3): اگر روزه دار بى اندازه تشنه شود كه بترسد ضرر يامرگ را وآب بياشامد روزه او باطل است ؟ آيا قضا وكفاره دارد يانه ؟

جواب : چنانچه بمقدار دفع ضررى كه قابل تحمل نيست عادةً يامستلزم هلاك باشد مانعى ندارد ، وواجب است امساك وبعداً قضاء آن را بجا آورد وكفاره ندارد .

سؤال (4): در جماع باقصد دخول اگر كمتر از ختنه گاه داخل شود ومنى هم بيرون نيايد روزه باطل مى شود يانه ؟

جواب : باقصد دخول باطل مى شود ولى واجبست امساك وبعداً قضاء آن را بجا آورد ، ودر صورتى كه مفطر ديگرى بجا نياورده كفاره ندارد .

سؤال (5): اگر در روزه نذر وقسم وامثال آن تااذان صبح جنب بماند ولى از روى عمد نباشد وآن نذر ياقسم براى روز معين نباشد ، آيا جايز است آن روز افطار كند بعد روز ديگرى را روزه بگيرد يانه ؟ واگر افطار كند موجب كفاره مى شود يانه ؟

جواب : جايز است ان روز را افطار كند وكفاره ندارد .

سؤال (6): اگر روزه دار را مجبور كنند روزه خود را به چيز حرام باطل كند ، او نيز به جهت دفع خطر ياضرر انجام دهد ، آيا كفاره وقضا دارد يانه ؟

جواب : قضاء دارد وكفاره ندارد .

سؤال (7): اگر زنى عمداً روزه خود را ابطال كند وبعد عذرى مانند حيض يانفاس يامرض براى او پيدا شود ، كفاره بر او واجب است ؟

جواب : قضاء دارد وكفاره ندارد .

سؤال (8): اگر روزه دار زن خود را مجبور به جماع كند ودر بين جماع زن راضى شود - چگونه مى شود باداشتن غريزه جنسى راضى نشود -آيا بنابر احتياط واجب مرد دو كفاره وزن يك كفاره بدهد ودر صورتى كه زن مالى ندارد آيا واجب است از شوهر بگيرد وكفاره بدهد ؟

جواب : ممكن است كه زن تاآخر راضى نباشد هر چند كه طبع مائل است لكن چون شرعاً حرام است راضى نيست ، واگر راضى شد بايد على الاحوط از مال خود كفاره بدهد ، واگر متمكن از كفاره نبود استغفار نمايد وعند التمكن كفاره بدهد .

سؤال (9): كسى كه به واسطه مسافرت يا مرض روزه نمى گيرد نمى تواند زن خود را مجبور به جماع كند ، ولى اگر او را مجبور نمايد ، كفاره بر مرد واجب نيست ، زن كه بايد مطيع شوهر باشد الا حج ، آيا در هر حال كفاره بر او واجب مى شود ؟

جواب : بر زن اطاعت شوهر واجب نيست در جماع در روزه واجب معيّن .

سؤال (10): اگر در هواى صاف به واسطه تاريكى يقين كند مغرب شده وافطار كند، بعد معلوم شود مغرب نبوده ويا در هواى ابرى به اطمينان اينكه مغرب شده افطار كند بعد معلوم شود مغرب نبوده آيا قضا لازم است ؟

جواب : اگر در هواى صاف به واسطه تاريكى يقين به مغرب نمود وافطار نمود وبعد خلاف آن معلوم شد قضاء بايد نمايد وكفاره ندارد ، ولى اگر در هواى ابر به اطمينان اين كه مغرب شده افطار نمود نه قضاء دارد ونه كفاره (به جهت دليل خاص) .

سؤال (11): اگر روزه نذرى معين به گردن دارد ودر سفر است وممكن هم نيست قصد ده روز كند وروزه بگيرد ، كفاره دارد يانه ؟ واگر به عنوان فرار از روزه نذرى معين سفر كند ، قضا دارد كفاره هم دارد يانه ؟ واگر نذر كرده در مسافرت روزه بگيرد ، چون در سفر روزه باطل است منعقد مى شود يانه ؟

جواب : اگر متمكن از روزه نشود كفاره ندارد ، وچنانچه متعمداً روزى را كه نذر كرده معيناً روزه بگيرد ، روزه نگرفت ، كفاره حنث نذر بر او واجب مى شود ، واگر نذر كرده كه در سفر روزه بگيرد نذر منعقد مى شود وروزه اش صحيح است به جهت دليل خاص .

سؤال (12): اگر ماه رمضان بيست ونه روز باشد وشب سى ام ماه ديده شود يك روز از سى روز كم است بايد قضا كند يانه ؟

جواب : چون كه ممكن است ماه رمضان بيست ونه روز شود لذا قطع به اشتغال ذمه ندارد وقضاء لازم نيست .

سؤال (13): اگر روزه دارد در يك روز ماه رمضان چند دفعه جماع كند براى هر دفعه يك كفاره واجب مى شود ، لكن بعد از دفعه اول روزه دار نيست گرچه جماع حرام باشد پس به جهت كفاره واجب است ؟

جواب : به نص خاص ثابت شده ولعله جهت احترام شهر رمضان است هر چند كه در مرتبه بعد صائم نيست .

سؤال (14): كسى كه به سبب پيرى نمى تواند روزه بگيرد ، يابراى او مشقت دارد روزه بر او واجب نيست ، مشقت را توضيح دهيد نسبت به اشخاص ؟

جواب : مقصود آنست كه شخص پير چه آن كه اصلاً نتواند ياآن كه زائد بر مشقت متعارفه مشقت بيشترى داشته باشد كه عادةً نزد عرف قابل تحمل نباشد مثلاً وقتى كه روزه مى گيرد بالكل از كار مى افتد وقدرت انجام كارهاى عادى خود را ندارد.

سؤال (15): كسى كه مى داند روزه براى او ضرر ندارد ودكتر حاذق ومسلمان كه خودش روزه مى گيرد بگويد روزه شما ضرر دارد واز گفتن دكتر احتمال ضرر هم ندهد ، بايد روزه بگيرد يانه ؟

جواب : چنانچه اتفاقاً از باب اين كه شخص به حال خود از ديگران ابصر است وبه گفته دكتر كه ضرر دارد احتمال ضرر نداد وگفته ديگرى موجب احتمال ضرر برايش نشد ، چنين شخصى به عقيده خود بايد روزه بگيرد .

سؤال (16): اگر انسان احتمال بدهد كه روزه برايش ضرر دارد واحتمال او در نظر مردم بجا باشد نبايد روزه بگيرد ، واگر روزه بگيرد صحيح نيست ، مثل چه ؟

جواب : مثل اينكه روزه موجب ضعف چشم مى شود ياموجب ايجاد مرض ياشدت آن مى شود .

سؤال (17): اول ماه باپيشگوئى منجمين ثابت نمى شود ، ولى اگر انسان از گفته آنان يقين پيدا كند بايد به آن عمل كند ؟

جواب : پيش گوئى منجمين حجت نيست ولى اگر اتفاقاً از گفته آنها يقين پيدا كند يقين براى او حجت است نه قول منجمين .

سؤال (18): براى روزه داران براى عيد فطر اختلاف مى شود ، يك جا سه شنبه ويك جا دوشنبه ، هذا اليوم مراد يك روز است ياچند روز ؟ اگر قبل از ظهر ماه ديده شود آن روز اوّل ماه است ؟ واگر بعد از ظهر ديده شود آن شب اول ماه است ؟ وآيا بااين وسايلى كه امروزه در دست است دليلى براى رفع اختلاف نيست ؟

جواب : همان نحو كه در توضيح مرقوم است صحيح است ومانعى نيست كه براى بعضى اول ماه دوشنبه باشد وبراى بعضى سه شنبه ، وهر كدام عيد او وهذا اليوم او اول ماه او باشد ، كما اين كه براى بعضى ساعت 11 اول زوال است وبراى بعضى 12 ، وبراى بعضى ساعت 10 اول زوال است ، وهركدام بايد در زوال خود نماز بخواند نه قبل ، واخبار در ديدن ماه قبل از ظهر مختلف است ، وبعضى اخبار صحاح دلالت مى كند بر اين كه علامت اول ماه است ، ولكن اصحاب از آن اعراض نموده اند ، واعراض موجب وهن آن شده است ، وآية الله خوئى (قدس سره) به آن عمل كرده است ، جواهر جلد 16 صفحه 366 و 367 و 368 ، وسائل جلد 7 صفحه 200 - 202 باب 8 ، احكام شهر رمضان ، واما وسائل امروزه جديده پس به آن اعتبارى نيست ، وبايد باچشم عادى ديده شود .

سؤال (19): كسى كه از طرف چند نفر نيابت دارد روزه بگيرد ، اگر بعد از فجر شك كند كه براى كدام يك از منوب عنه ها روزه گرفته ، حكم روزه او چي��ت ؟ آيا مى تواند نيت را به يك نفر معين عدول دهد ؟ وحكم مسأله قبل از زوال وبعد از زوال فرق مى كند ؟

جو��ب : به قصد همان شخصى كه اول روز قصد او كرده بوده تمام كند واگر مى خواهد افطار نمايد ، ونمى تواند به ديگرى عدول نمايد ونمى تواند اين روزه را براى هيچكدام ظاهراً حساب نمايد ، نعم اگر اجير براى دو نفر بوده روز بعد روزه بگيرد به قصد آن ديگرى كه براى او روزه نگرفته بوده واقعاً ، پس نتيجه براى هر كدام يكروز روزه گرفته .

سؤال (20): كسى كه از طرف چند نفر نياب روزه دارد ، اگر بلا تعيين وعدم قصد نيابت روزه بگيرد ، آيا روزه براى خودش حساب مى شود ؟ يابراى منوب عنه ؟

جواب : چون كه قصد نيابت ننموده براى منوب عنه حساب نمى شود وچون كه قصد قضاء ننموده قضاء خودش هم حساب نمى شود .

سؤال (21): اگر مردد است كه قصد روزه را لنفسه كرده ياللمنوب عنه ، حكمش چيست ؟

جواب : نمى تواند براى منوب عنه حساب نمايد .

سوأل (22): كسى كه روزه واجب بگردن خودش هست قضاءً ياكفارةً يانذراً ، آيا مى تواند نيابةً عن الغير روزه بگيرد ؟

جواب : مى تواند نياب بگيرد .

سؤال (23): در فرض صحت روزه نيابتى ، آيا مى تواند عدول به روزه قضا وبالعكس يانه ؟

جواب : نمى تواند عدول نمايد .

سؤال (24): اگر خواب بر انسان غلبه كند ونماز عشاء قضا شود كفاره آن چيست؟

جواب : اقوى عدم كفاره است ، لكن احوط آنست كه فرداى آن روز را روزه بگيرد .

سؤال (25): بعضى از زنها قرص مى خورند يا آمپول مى زنند تا از عادت ماهانه جلو گيرى كنند براى كامل روزه گرفتن ماه مبارك يابراى انجام مناسك حج وعمره در وقت معين ، آيا با خوردن قرص وروزه وحج آنها صحيح است و در ماههاى ديگر چه حكمى دارد ؟

جواب : در مفروض سؤال منع از حيض بنحو موقت جايز است در رمضان وايام حج وغير اينها .

سؤال (26): ماه مبارك رمضان دائماً در پاكستان اختلاف رؤيت مى شود كه بعض سروران گذشته افق را متحد مى دانستند ومسأله حل بود ، حضرتعالى بفرمائيد در صورت عدم رؤيت هلال اول ماه ياآخر ماه سى روز روزه بگيرند يابايد مطابق فتواى مرجع تقليد خود عمل كنند ؟

جواب : اگر ماه در بلدى ديده شد از براى بلدهاى ديگر كه در افق باهم موافق مى باشند كافى است وبراى شهرهاى ديگر كه اختلاف افق دارند بنحوى كه ممكن است كه در يكى ديده شود ودر ديگرى ديده نشود كافى نيست .

سؤال (27): اگر شب اول نيت تمام ماه رمضان را نموده است ، چرا بعد از ظهر نتواند نيت روزه واجب نمايد ؟

جواب : مثلاً اگر مسافر يامريض بوده كه نمى توانسته قصد روزه نمايد چنين شخصى بعد از ظهر اگر شفا يافت يا از سفر برگشت نمى تواند قصد روزه نمايد ، ونيت تمام ماه رمضان شامل حال سفر ومرض نمى شود .

سؤال (28) : اگر روزه دار به خدا دروغ ببندد چه كفاره اى بر او واجب مى شود؟

جواب :اگر روزه دارى دروغى را به خدا و پيغمبر (صلى الله عليه وآله)نسبت دهد ، اگر چه روزه خود را به چيز حرام باطل كرده ، ولى كفاره جمع ندارد.

سؤال (29): دكتر مى گويد روزه براى شما ضرر دارد ، اين شخص بايد بگيرد

ومريض شود وبدكتر رجوع كند چون ضرر را نمى داند ؟

جواب : چنانچه از گفته دكتر برايش اطمينان حاصل شود كه ضرر دارد بايد روزه نگيرد .

سؤال (30): كسى كه به واسطه پيرى نمى تواند روزه بگيرد وروزه بر او واجب نيست ، بعداً قضا هم ندارد آيا كفاره براو واجب است ؟

جواب : بله ، چون كه هم آيه داريم وهم روايت بر وجوب كفاره كه مدّ باشد .

سؤال (31): بابت كفاره روزه بايد طعام بدهد ، هرگاه وجه طعام را بدهد به فقير كه صرف طعام اهل بيت نمايد به دفعات ، جايز مى دانيد ياخير ؟

جواب : چنانچه عمداً افطار كرده بايد به شصت نفر مختلف داد اما كفارات غير از عمد به دفعات به يك اهل بيت دادن اشكال ندارد ، لكن بايد طعام بدهد نه وجه آن .

سؤال (32): مريضى است در بيمارستان تحت معالجه دكترها در ماه مبارك رمضان ، وبر اساس تشخيص دكترها راه معالجه منحصر است به تجزيه منى مريض ، وچون مريض مجرد است وهمسر ندارد گرفتن منى متوقف است بر استمناء آنهم در ماه مبارك رمضان ، متمنى است حكم اصل استمناء وسپس حكم روزه مريض را تفصيلاً بيان بفرمائيد ؟

جواب : مخفى نباشد كه استمناء از نظر شريعت مقدسه اسلام حرام ومبغوض است ، بنابر اين تاممكن است بايد سعى كرد از طريق حلال منى را به دست آورد ، ولو اين كه باعقد موقت همسرى انتخاب نمايد ، ولى در صورتى كه انتخاب همسر موقت ممكن نباشد واگر مرض هم علاج نشود خطرناك خواهد بود به طورى كه موجب هلاكت يانقص عضو يامشقت فراوان باشد كه در اين صورت استمناء ضرورى خواهد بود وبلا مانع است ولكن در روز ماه مبارك اقدام به استمناء نكند ، واگر مى تواند بايد صبر كند تاماه مبارك منقضى شود ، ودر صورتى كه نمى تواند صبر كند ، ياتأخير براى او ضرر مهمى دارد ، سعى كند در روز ماه مبارك اين عمل را انجام ندهد ، واگر احياناً در شب غير ممكن است وضرورت دارد كه روز انجام دهد ، بايد تاحد مسافت شرعى مسافرت كند تاروزه او باطل شود ، سپس اقدام نمايد ، ولى در صورتى كه نه شب مى تواند اقدام كند ، ونه مسافرت براى او ممكن مى باشد ، باتوجه به ضرورت معالجه وعدم امكان تأخير ، اقدام مجاز خواهد بود ، ودر اين صورت تنها روزه آن روز را قضا مى نمايد ، وكفاره بعهده او نخواهد بود .

سؤال (33): كسى كه در اثناء نماز در حال روزه اخلاط سينه به فضاء دهان او رسيده ، وحفظ روزه متوقف بر باطل كردن نماز است ، ووقت هم تنگ باشد ، آيا بايد نماز را باطل كند ياروزه را ؟

جواب : بايد بادست ياغير آن اخلاط را بيرون آورد بنحوى كه تلفظ نشود لذا توقف بر ابطال نماز ندارد ، وبر فرض محال اگر توقف داشت داخل در مسأله اهم ومهم مى شود ، ودر صورت تساوى ياعدم علم به أهم تخيير است .

سؤال (34): كسى كه در ماه مبارك رمضان روزه غير رمضان را نيت كند عمداً، فرموده اند نه روزه ماه رمضان حساب مى شود ونه روزه اى كه نيت كرده ، آيا گرفتن قضاء اين روزه كافيست ؟ ياكفاره هم بايد بدهد ؟

جواب : فقط قضاء لازم است .

سؤال (35): براى صحت روزه مسافرى كه قبل از ظهر به وطن ميرسد ، آيا رسيدن به حد ترخص كافى است يابايد به خود شهر برسد ؟ ونيز مسافرى كه بعد از ظهر سفر مى كند ، اعتبار به حد ترخص است ياخروج از بلد ؟

جواب : اعتبار به بلد است .

سؤال (36): آيا اگر دود به مشام برسد ، روزه را باطل مى كند يانه ؟

جواب : صرف رسيدن دود به مشام مب��ل روزه نيست ، رجوع به مفطرات صوم نمائيد در توضيح ، مسأله 1612 .

سؤال (37): مبتلا به يبوست باخوردن مليّنات اثرى نمى بيند ، اگر در ماه رمضان باجهل به حكم باآب إماله كند چگونه حكمى دارد ؟ ده سال بدين منوال بوده ، وبه گفته خودش مضطربوده به حقنه ، روزه هاى گذشته او چه صورت شرعى دارد وچگونه قضا كند ؟

جواب : اگر مى تواند به إماله در شب اكتفا كند وروزه بگيرد ، واجب است روزه بگيرد ، ودر روزه هاى گذشته اگر متوجه به مشكوك بودن مسئله بوده ومراجعه نكرده واجب است بر او قضاء وكفاره ، اما اگر معتقد بوده اماله به روزه ضررى ندارد ، واصلاً به سؤال كردن توجه نداشته ، جاهل قاصر است وقضا دارد ولى كفاره ندارد ، واگر مضطر به اماله در روز است قضا هم ندارد ، فقط بايد براى هر روز يك مدّ طعام فديه بدهد .

سؤال (38): در حال روزه دندان كشيدن وبلعيدن خون اختياراً واز روى جهل به حرمت چه حكمى دارد ؟

جواب : اگر قطع به حرمت داشته قضا دارد بدون كفاره ، واگر شك داشته بايد سؤال از حكم مى كرد يااحتياط مينمود ، وگرنه هم قضا دارد هم كفاره ، واحوط كفاره جمع بدهد ، به مسأله 1668 توضيح مراجع شود .

سؤال (39): اگر كسى با زن اجنبيه در ماه رمضان ملاعبه كند وانزال نشود چه حكمى دارد ؟

جواب : اگر قصد انزال نداشته وعادتش هم همين بوده كه باملاعبه انزال نمى شده ، روزه باطل نيست ، ولى بايد فوراً توبه كند ، زيرا خداوند از پرهيز كاران مى پذيرد .

سؤال (40): كسى كه روزه قضا بگردن دارد ، مى تواند روزه استيجارى بگيرد يانه ؟ وآيا فرقى بين نماز وروزه هست يانه ؟

جواب : كسى كه خود نماز قضا دارد جايز است هم نماز مستحبى بخواند هم استيجارى ، اما اگر روزه قضا دارد ، جايز نيست روزه مستحبى بگيرد ، واقوى جواز استيجارى است .

سؤال (41): روزه راننده اى كه در خط ويژه مثلاً در قم تاكمتر از 22 كيلومتر كرايه كار مى كند و اتفاقا به تهران رود كه هيچوقت نميرفته چه حكمى دارد؟

جواب : اگر شغل او رانندگى فوق مسافت شرعى است ، تمام است گرچه سفر به جاى دورترى برايش اتفاق بيفتد .

شرايط روزه ماه رمضان

1ـ شرايط وجوب روزه  :

1- اينكه انسان از اول طلوع فجر به حد بلوغ شرعى رسيده باشد .

رسيدن به حد بلوغ شرعى به يكى از اين چند امر حاصل مى شود  :

الف ـ اگر پسر است پانزده سالش كامل وداخل در شانزده سالگى شود واگر دختر است نه سالش كامل وداخل در ده سالگى شود .

ب ـ موى زبر و خشن بر زهار و بالاى عورت پسر يا دختر برويد .

ج ـ خارج شدن منى از پسر چه در خواب چه در بيدارى و خارج شدن خون حيض از دختر .

البته ديدن خون حيض بتنهائى بلوغ را اثبات نمى كند ، بلكه اگر شك كردند در اينكه نه سالش تمام شده يانه ، ديدن خون نشانگر اين است كه نه سالش تمام شده است، واما اگر يقين داشته باشند كه نه سالش تمام نشده و خون ببيند ، اين خون استحاضه است اگر چه داراى صفات حيض باشد .

همچنين روئيدن موى خشن در دختر اطمينان مى آورد به اينكه دختر نه سالش تمام شده است ولى در جائى كه يقين داريم دختر داخل درده سال نشده ، بلوغ را اثبات نمى كند .

2ـ اينكه در تمام روز عاقل باشد .

3ـ در روز بيهوش نشده باشد .

4ـ مرضى نداشته باشد كه روزه برايش ضرر داشته باشد.

5ـ مسافر نباشد يا در سفرى باشد كه نمازش شكسته نمى شود . ( وفصل جداگانه اى براى احكام مسافر در ماه رمضان قرار خواهيم داد ) .

6ـ اينكه زن حتى براى لحظه اى در روز حيض يانفاس نباشد .  

« مسائل »

1ـ اگر ديوانه قبل از طلوع فجر عاقل شود روزه آن روز بر او واجب مى شود .

ولى اگر در بين روز عاقل شود ، اگر چه كارى كه روزه را باطل مى كند انجام نداده ، روزه بر او واجب نيست بلكه مستحب است از چيزهائى كه روزه را باطل مى كند خود دارى كند مگر آنكه در شب قبل ، قبل از آنكه ديوانه شود نيت روزه كند ، بعد از آن ديوانه شود و در روز عاقل شود كه در اين صورت بايد بنابر احتياط واجب روزه آن روز را تمام كند ، و قضاى آن را هم بجا آورد و همچنين است كسى كه در شب نيت كرده بعد مست يا بيهوش شود و در روز ، مستى او زائل شود يا بهوش آيد .

2ـ اگر مريض در روز ماه رمضان بعد از ظهر حالش خوب شد مى تواند آنروز را افطار كند ، ولى اگر قبل از
ظهر حالش خوب شد وچيزى از مفطرات را انجام نداده باشد ، بنابر احتياط واجب بايد نيت كند وآنروز را روزه بگيرد  .

3ـ روزه براى حائض ونفساء جايز نيست، و بمحض ديدن خون روزه آنها باطل مى شود .

 چيزهائى كه روزه را باطل مى كند(مفطرات)

1ـ 2ـ خوردن وآشاميدن  : پس اگر روزه دار غذا يانوشيدنى را وارد معده كند ، چه از راه معمول ومتعارف ( دهان ) وچه از راه غير متعارف ( بينى ) ، روزه اش باطل مى شود .

3ـ جماع  : اگر به مقدار حشفه ، ( يعنى ختنه گاه وآن سر آلت است تا محل ختنه ) داخل شود ، چه منى بيرون بيايد وچه بيرون نيايد ، روزه باطل مى شود ، ولى اگر كمتر از مقدار ختنه گاه داخل شود ومنى هم بيرون نيايد ، روزه باطل نمى شود .

4ـ استمناء  : اگر روزه دار استمناء كند ، يعنى با خود كارى كند كه منى از او خارج شود، روزه اش باطل مى شود .

5ـ دروغ بستن به خدا وپيغمبر (صلى الله عليه وآله وسلم)روزه را باطل مى كند و دروغ بستن بر بقيه معصومين يعنى حضرت زهراء سلام الله عليها ودوازده امام  (عليهم السلام)وبقيه پيغمبران وجانشينان پيغمبران هم بنابر احتياط واجب روزه را باطل مى كند .

6ـ فروبردن تمام سر در آب مبطل روزه است ، فرقى ندارد كه بقيه بدنش در آب باشد يا نباشد .

7ـ باقى ماندن بر جنابت وحيض ونفاس تااذان صبح بصورت عمدى ، روزه ماه رمضان و قضاى آن را باطل مى كند . بلكه در قضاى ماه رمضان اگر تا صبح بر جنابت باقى بود روزه او باطل مى شود حتى اگر بصورت غير عمد باشد .

همچنين در واجب موسّع ، كه مقيد به روز خاصى نيست ، مثل روزه نذر غير معين اگر بصورت غير عمدى تا صبح بر جنابت باقى بماند ، احتياط مستحب بطلان آن است .

8ـ رساندن غبار غليظ به حلق مبطل روزه است بنابر احتياط واجب ، وبنابر احتياط واجب بايد غبارى را هم كه غليظ نيست به حلق نرساند .

وهمچنين بنابر احتياط واجب دود غليظ وبخار غليظ نيز مانند غبار ، روزه را باطل مى كند .

9ـ اماله كردن ( تنقيه ) باچيز روان چه باآب باشد وچه بامايعى غير از آب، اگر چه براى مداوا باشد روزه را باطل مى كند .

10ـ استفراغ كردن عمدى اگر چه به سبب مرض و مانند آن ناچار باشد ، روزه را باطل مى كند، ولى كفاره ندارد ، ولى اگر سهواً يا بى اختيار استفراغ كند روزه باطل نمى شود .

مسائل

1ـ خوردن و آشاميدن عمدى روزه را باطل مى كند چه زياد باشد وچه كم باشد ، حتى اگر ذره اى از غذا يا قطره اى از نوشيدنى باشد .

2ـ در باطل شدن روزه فرقى نيست در اينكه خوردن وآشاميدن آن چيز معمول باشد مثل آب ونان ، يااينكه معمول نباشد مثل خاك وشيره درخت .

3ـ رساندن دارو به داخل بدن از غير راه دهان روزه را باطل نمى كند مثل اينكه دارو را در چشم يا در گوش ويا بر زخم بريزند ويا اينكه شخص آمپول غير غذائى (1) استعمال كند .

4ـ كسى كه مى خواهد روزه بگيرد لازم نيست پيش از اذان دندانهايش را خلال كند، اگر چه احتمال دهد كه غذائى كه در بين دندان مانده داخل حلق مى شود .

5ـ اگر انسان يقين كند يا اطمينان داشته باشد كه اگر خلال نكند غذائى كه بين دندان مانده در روز وارد حلق مى شود واجب است خلال كند .

6ـ فرو بردن اخلاط سروسينه كه به فضاى دهان نرسيده اشكال ندارد (2) .

7ـ جايز است شخص روزه دار براى وضوى واجب يامستحب مضمضه يا استنشاق كند .

8ـ مسواك باچيز خشك جايز است بلكه باچيز تر نيز اشكالى ندارد .

9ـ روزه دار نبايد رطوبت خارجى را فرو برد ، همچنين اگر چيزى را در دهانش خيس كرد واز دهانش بيرون آورد ( مانند مسواك ) ، اگر بخواهد دو باره آن چيز تر را در دهانش بگذارد بايد رطوبت آنرا فرو نبرد واگر فرو ببرد روزه اش باطل مى شود .

10- جويدن غذا براى بچه ياپرنده وچشيدن غذا ومانند اينها كه معمولاً به حلق نمى رسد ، اگر چه اتفاقاً به حلق برسد ، روزه را باطل نمى كند ، ولى اگر انسان از اول بداند كه به حلق مى رسد روزه اش باطل مى شود وبايد قضاى آنرا بگيرد وكفاره هم بر او واجب است .

11ـ جماع ، روزه زن و مرد جماع كننده را باطل مى كند .

12ـ محتلم شدن در روز ماه رمضان روزه را باطل نمى كند .

13ـ روزه دارى كه در روز ماه رمضان محتلم شده ، مى تواند بول كند واستبراء نمايد، اگر چه بداند بواسطه بول يااستبراء كردن باقيمانده منى از مجرى بيرون مى آيد .

14ـ كسى كه در روز ماه رمضان محتلم شده واجب نيست فوراً غسل را انجام دهد اگر چه احتياط مستحب اين است كه فوراً غسل كند .

15ـ اگر انسان بعد از طلوع فجر از خواب بيدار شد وخود را محتلم ديد ، چه بداند جنابتش از شب بوده وچه بداند جنابت بعد از طلوع فجر بوده وچه وقتش را نداند روزه اش صحيح است .

البته در قضاى ماه رمضان اگر بداند جنابتش از شب بوده روزه اش باطل است .

16ـ كسى كه در شب ماه رمضان براى هيچكدام از غسل وتيمم وقت ندارد ، حرام است خود را جنب كند مثلاً باهمسرش

1 - احتياط واجب آنست كه روزه دار از استعمال آمپولى كه بجاى غذا بكار مى رود خود دارى كند ولى تزريق آمپولى كه عضو را بى حس مى كند اشكال ندارد (توضيح المسائل م 1585).

2 - ولى اگر داخل فضاى دهان شود، بنابر احتياط واجب بلكه خالى از قوت نيست كه نبايد آنرا فرو ببرند. (توضيح المسائل م 1589).

نزديكى كند . واگر خود را جنب كرد روزه اش باطل است وقضا وكفاره بر او واجب مى شود (1) .

17ـ اگر براى آنكه بفهمد وقت دارد يانه ، جستجو نمايد وگمان كند كه به اندازه غسل وقت دارد وخود را جنب كند وبعد بفهمد وقت تنگ بوده ، چنانچه تيمم كند روزه اش صحيح است . واگر بدون جستجو گمان كند كه وقت دارد وخود را جنب نمايد وبعد بفهمد وقت تنگ بوده وبا تيمم روزه بگيرد ، بايد بنابر احتياط مستحب روزه آن روز را قضا كند .

18ـ اگر زن نزديك اذان صبح از حيض يانفاس پاك شود وبراى هيچكدام از غسل وتيمم وقت نداشته باشد ، يابعد از اذان بفهمد كه پيش از اذان پاك شده بايد براى نماز صبح غسل كند و چنانچه روزه اى را كه مى گيرد مثل روزه ماه رمضان واجب معين باشد روزه اش صحيح است (2) .

وهمچنين اگر مرد علم به جنابت پيدا كند و براى غسل و تيمم وقت نداشته باشد ، بايد براى نماز صبح غسل كند و روزه اش صحيح است .

19ـ اگر شك كند كه تمام سر زير آب رفته يانه ، روزه اش صحيح است .

20ـ اگر بر روى سر آب بريزد ، اگر چه در يك لحظه آب ريخته شده تمام سر را بگيرد روزه اش صحيح است .

21ـ اگر انسان را مجبور كنند كه روزه خود را باطل كند ، روزه او باطل مى شود وقضا بر او واجب مى شود .

22ـ اگر روزه خود را بخاطر تقيّه افطار كند مثلاً در شهر كسانى باشد كه پيش آنان آنروز عيد است و براى حفظ جان و مال خود مجبور شود كه مثل آنان افطار كند ، روزه اش باطل است و واجب است قضا آن را بجا آورد .

23ـ اگر چيزى به زور در گلوى روزه دار بريزند يا سر او را به زور در آب فرو برند ، روزه او باطل نمى شود .

24ـ اگر شخص روزه دار يادش برود كه روزه است ، و كارى انجام دهد كه روزه را باطل مى كند مثل اينكه غذا بخورد ويا سرش را در آب فرو ببرد ويا غبار غليظ داخل حلقش كند ويااينكه باهمسرش نزديكى كند روزه او صحيح است .

واگر در بين انجام كارى كه روزه را باطل مى كند يادش بيايد كه روزه است بايد فوراً آن كار را ترك كند .

25ـ اگر روزه دار مجبور شود كه سرش را در آب فرو ببرد ، مثل آنكه بخواهد غريقى را از آب نجات دهد ، روزه اش باطل مى شود و قضا بر او واجب مى گردد .

26ـ اگر شخص روزه دار مضطر ومجبور شود به اماله بامايع بخاطر مرض ومثل آن، روزه اش باطل مى شود وقضا بر او واجب مى گردد.

27ـ اگر جنب در ماه رمضان غسل را فراموش كند وبعد از يك روز ياچند روز يادش بيايد ، بايد قضاى آن روزهائى را كه غسل نكرده بجا آورد واگر در عدد روزها شك كرد ، بنا را بر كمتر بگذارد ، مثلاً اگر نمى داند سه روز جنب بوده يا چهار روز ، روزه سه روز را قضا كند .

28ـ كسى كه در شب ماه رمضان جنب است ومى داند يا عادتش چنين است كه اگر بخوابد پيش از اذان صبح بيدار مى شود ، چنانچه تصميم داشته باشد كه بعد از بيدار شدن غسل كند وبا اين تصميم بخوابد وتا اذان خواب بماند روزه اش صحيح است .

29ـ كسى كه در شب ماه رمضان جنب است ومى داند يا احتمال مى دهد كه اگر بخوابد پيش از اذان صبح بيدار مى شود ، چنانچه نخواهد بعد از بيدار شدن غسل كند ، ياترديد داشته باشد كه غسل كند يانه، در صورتى كه بخوابد وبيدار نشود ، روزه اش باطل است وقضا وكفاره دارد .

1 - ولى اگر براى تيمم وقت دارد، چنانچه خود را جنب كند ، بايد تيمم نمايد وروزه بگيرد واحوط مستحبى آنست كه قضاى آنرا بجا آورد . ( توضيح المسائل م 1632 ) .

2 - واگر روزه مستحب ياروزه اى باشد كه مثل روزه كفاره وقت آن معين نيست، صحيح بودن آن اشكال دارد. (توضيح المسائل م 1648). 

30ـ كسى كه در شب ماه رمضان جنب است ومى داند كه اگر بخوابد پيش از اذان صبح بيدار مى شود ، چنا��چه غفلت ��اشته باشد كه بعد از بيدار شدن بايد غسل كند ، در صورتى كه بخوابد وتا اذان صبح خواب بماند بنابر احتياط واجب قضا وكفاره بر او واجب مى شود .

31ـ اگر جنب در ��ب ماه رمضان بخوابد وبيدار شود وبداند يا عادتش چنين است كه اگر دوباره بخوابد پيش از اذان صبح بيدار مى شود وتصميم هم داشته باشد كه بعد از بيدار شدن غسل كند، چنانچه دوباره بخوابد وتا اذان بيدار نشود ، بايد روزه آن روز را قضا كند ، واگر از خواب دوم بيدار شود وبراى مرتبه سوم بخوابد وتا اذان صبح بيدار نشود ، قضاى روزه بر او واجب مى شود واحتياط استحبابى دادن كفاره است .

32ـ حكم خواب چهارم وپنجم همان حكم خواب سوم است .

33ـ بنابر احتياط واجب خوابى را كه در آن محتلم شده ، بايد خواب اول حساب كند در جائى كه بعد از احتلام دوباره خوابيده باشد .

34ـ اگر مواظبت نكند وغبار يا بخار يادود ومانند اينها داخل حلق شود ، چنانچه يقين يا اطمينان داشته كه به حلق نمى رسد روزه اش صحيح است ، واگـر گمان مى كرده كه به حلق مى رسد ، بنابر احتياط واجـب بايد آن روز را قضا كنـد  .

35ـ اگر در روزه ماه رمضان عمداً استفراغ كند يادر شب جنب شود وبه تفصيلى كه در مسأله (31) گفته شد بيدار شود ودوباره بخوابد وتا اذان صبح بيدار نشود ، فقط بايد قضاى آنروز را بگيرد . ولى اگر كار ديگرى كه روزه را باطل مى كند عمداً انجام دهد ، در صورتى كه مى دانست آن كار روزه را باطل مى كند ، قضا وكفاره بر او واجب مى شود .

اگر روزه دار در يك روز ماه رمضان چند مرتبه غير جماع كار ديگرى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد براى همه آنها يك كفاره كافى است ، ولى در جماع اگر تكرار شد كفاره نيز تكرار مى شود .

36ـ براى هفت گروه مستحب است در ماه رمضان اگر چه روزه نيستند از كارى كه روزه را باطل مى كند ، خوددارى نمايند  :

أ  : مسافرى كه بعد از ظهر به شهرش يا به جائى كه مى خواهد ده روز در آنجا بماند، برسد ويااينكه قبل از ظهر برسد ولى كارى كه روزه را باطل مى كند انجام داده باشد .

ب  : مريضى كه در بين روز بهبودى يافته وكارى كه كه روزه را باطل كند انجام داده ويا اينكه كارى كه روزه را باطل كند انجام نداده ولى بعد از ظهر بهبودى يافته است .

جـ  : زن حائض يانفسائى كه در بين روز پاك شوند .

د  : كافرى كه در بين روز مسلمان شده ولى كارى كه روزه را باطل مى كند انجام داده ويااينكه كارى انجام نداده ولى بعد از ظهر مسلمان شده است .

هـ  : بچه اى كه در بين روز بالغ شده است .

ولى اگر اين بچه در شب نيت روزه كرده بود استحباباً سپس در روز بالغ شد ، واجب است كه روزه آن روز را تمام كنـد  .

واگر قبل از ظهر بالغ شد وكارى كه روزه را باطل كند انجام نداده واجب است كه نيت كند وروزه بگيرد .

و  : ديوانه اى كه در روز عاقل شده است اگر چه كارى كه باطل كننده روزه است انجام نداده باشد .

ز  : شخص بيهوشى كه در روز به هوش آمده است اگر چه كارى كه روزه را باطل كند انجام نداده باشد .

 يادآورى

هرگاه ماه رمضان ثابت شود ، و شخص هم داراى شرايط وجوب و صحت روزه باشد ، بر او واجب است كه از طلوع فجر صادق ( اذان صبح ) تا زوال حمره مشرقيّه ( اذان مغرب ) ، با قصد و نيت انجام فرمان خداوند عالم ، از كارهائى كه روزه را باطل مى كند خوددارى كند .

نيّت

نيت يعنى قصد قربت ، و آن اين است كه انسان قصد و عزم داشته باشد بر انجام دادن روزه بخاطر نزديك شدن به خداوند متعال ، يا از آن جهت كه خداوند شايسته عبادت است ، يا به جهت شكران نعمت خداوند ، يا به جهت طلب رضايت او ، يا بخاطر ترس از عذاب الهى يا بخاطر كسب ثواب او .

وقت نيت روزه واجب معين مثل روزه ماه رمضان ، از اول شب است تا آخرين جزء زمانى شب كه مقارن با طلوع فجر است . و اين وقت براى كسى كه فراموش كرده نيت كند يا خواب مانده يا جاهل است ، ادامه دارد تا اذان ظهر .

 سفر در ماه رمضان واحكام آن

اگر مسافر داراى اين هفت شرط باشد نبايد روزه بگيرد  :

1ـ اينكه مسافر نيت كند كه هشت فرسخ مسير ممتد را طى كند، به اين صورت كه از شهرش به جائى برود ويا از جائى به شهرش برگردد ، ويا اينكه مجموع رفت وبرگشتش هشت فرسخ بشود ، به شرط آنكه مسافت رفتنش كمتر از چهار فرسخ نباشد ( بنابر احتياط ) ، پس در جائى كه رفتنش سه فرسخ وبرگشتش پنج فرسخ باشد بايد احتياط كند .

و فرقى نمى كند كه رفت و برگشتش متصل به هم و بلافاصله انجام شود يا آنكه بين رفتن و برگشتن فاصله شود و كمتر از ده روز ، در آن محل اقامت كند .

2ـ اينكه سفر قبل از ظهر باشد ، پس اگر بعد از ظهر سفر كند بايد روزه خود را تمام كند وقضا بر او واجب نيست .

3ـ اينكه به حد ترخص برسد ، يعنى جائى كه ديوارهاى شهر را نبيند و صداى اذان آن را نشنود و قبل از رسيدن به اين مسافت نبايد روزه خود را باطل كند .

4ـ اينكه نيت نكند قطع كردن سفر را ، و قطع سفر به چند چيز محقق مى شود  :

اينكه نيت كند كه ده روز يا بيشتر در جائى توقف كند ، يا از وطن خود عبور كند ، يا سى روز يا بيشتر در جائى توقف كند و مردد باشد كه سفر كند يا همانجا بماند . و مانند اين مورد اخير است اگر قصد داشته باشد كه روز بعد حركت كند و حركت نكند و باز قصد كند روز ديگر حركت كند و از آن محل حركت نكند تا سى روز .

5ـ اينكه سفرش ، سفر شغلى نباشد مثل راننده وساربان و دريانورد .

6ـ اينكه خانه به دوش و كوچ نشين نباشد ، و مقصود كسانى هستند كه مسكن معينى ندارند و هميشه براى يافتن آب و چراگاه مناسب براى حيوانات خود در حال كوچ هستند .

7ـ سفرش ، سفر مباح وجايز باشد، پس اگر سفرش براى معصيت باشد مثل دزدى يا گناه ديگر، بايد روزه بگيرد .

مواردى كه روزه باطل نمى شود وقضا نيز واجب نمى گردد  :

1 ـ اگر آسمان ابرى يا غبار آلود باشد ، و شخص روزه دار يقين يا اطمينان پيدا كند كه مغرب شده و افطار كند ، و بعد بفهمد كه مغرب نشده بوده ، روزه او صحيح است و قضا ندارد  .

2 ـ اگر روزه دار از روى سهو و غفلت يا بخاطر فراموشى يكى از كارهائى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد ، روزه او باطل نمى شود .

3ـ كسى كه در شب جنب است ومى داند يا عادتش چنين است كه اگر بخوابد پيش از اذان صبح بيدار مى شود ، چنانچه تصميم داشته باشد كه بعد از بيدار شدن غسل كند وبا اين تصميم بخوابد وتا اذان خواب بماند روزه اش صحيح است .

4ـ اگر براى خنك شدن يابى جهت مضمضه كند ، يعنى آب در دهان بگرداند وبعد فراموش كند كه روزه است وآب را فرو برد ، روزه اش صحيح است .

5ـ اگر براى وضوى نماز واجب مضمضه كند وبى اختيار آب فرو رود ، روزه اش صحيح است .

6ـ اگر كسى تحقيق كرد وفهميد كه صبح نشده وكارى كه روزه را باطل مى كند انجام داد ، وبعد معلوم شد كه صبح بوده است ، روزه او صحيح است .

7ـ اگر به علتى مانند مرض ياحيض يانفاس نتواند روزه ماه رمضان را بگيرد ، ودر همان مرض ياحيض يانفاس بميرد ، قضا بر او واجب نيست .

8ـ تنقيه كردن شىء جامد روزه را باطل نمى كند ، گرچه احتياط مستحب در ترك آن است .

 مواردى كه فقط قضا واجب است  :

1ـ اگر در ماه رمضان بدون اينكه تحقيق كند صبح شده يا نه ، كارى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد و بعد معلوم شود صبح بوده ، فقط قضا بر او واجب مى شود چه آنكه تحقيق كردن براى او ممكن بوده يا عاجز از تحقيق باشد .

و همچنين است اگر تحقيق كند ، و يقين پيدا نكند كه صبح شده ، بلكه گمان به صبح پيدا كند يا شك داشته باشد كه صبح شده يا نه .

2ـ اگر براى نجات دادن غريق سر خود را در آب فرو ببرد فقط قضا واجب است .

3ـ اگر در هواى صاف به واسطه تاريكى يقين كند كه مغرب شده وافطار كند ، بعد معلوم شود مغرب نبوده است قضا آن روز بر او واجب مى شود .

4ـ هرگاه به واسطه اعتماد بر يك نفر عادل يا دو شخص عادل كه مى گويند مغرب شده ، روزه خود را افطار كند وبعد معلوم شود كه مغرب نبوده است فقط قضا بر او واجب مى شود .

5 ـ اگر كسى بگويد صبح شده وانسان به گفته او يقين نكند ، ياخيال كند شوخى مى كند وكارى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد بعد معلوم شود صبح بوده است بايد قضاى آن روز را بجا آورد .

6ـ اگر كسى بگويد صبح نشده وانسان به جهت اعتماد بر گفته او كارى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد ، بعد معلوم شود صبح بوده ، واجب است قضاى آنروز را بجا آورد .

7ـ هر گاه براى خنك شدن يابى جهت مضمضه كند ، يعنى آب در دهان بگرداند وبى اختيار فرو رود قضا بر او واجب م�� شود .

8ـ اگر جنب در شب ماه رمضان بخوابد وبيدار شود و بداند يا عادتش چنين است كه اگر دوباره بخوابد پيش از اذان صبح بيدار مى شود وتصميم هم داشته باشد كه بعد از بيدار شدن غسل كند ، چنانچه دوباره بخوابد و تا اذان بيدار نشود ، بايد روزه آن روز را قضا كند ، واگر از خواب بيدار شود وبراى مرتبه سوم بخوابد وتا اذان صبح بيدار نشود قضاى آن روز بر او واجب مى شود واحتياط استحبابى آنست كه كفاره هم بدهد .

9ـ اگر در ماه رمضان غسل جنابت را فراموش كند وبا حال جنابت يك روز ياچند روز روزه بگيرد قضاى آن روزها بر او واجب مى شود .

10ـ هر گاه كسى در نيت روزه اخلال كند ، قضاى آن
بر او واجب مى شود ، مثل آنكه فراموش كند نيت كند ،
ياغافل شود ، يا نيت نكند و بخوابد و بعد از اذان ظهر
بيدار شود ، كه وقت نيت كردن گذشته است . همچنين است اگر قصد ريا داشته باشد ، يا نيت كند روزه اش را قطع كند ،
يا مردد شود در قطع يا ادامه روزه ، يا قصد كند انجام دادن يكى از مفطرات را ، كه در تمام اين موارد روزه باطل است و فقط قضاى آن واجب است ، البته اگر مفطرات را مرتكب نشود .

11ـ اگر كسى قبل از ظهر سفرى برود كه در آن نماز شكسته مى شود ، ويا اينكه بعد از ظهر از سفر به شهرش يا به جائى كه مى خواهد ده روز بماند برسد ، ويا اينكه قبل از ظهر برسد ولى در آن روز كارى كه روزه را باطل كند انجام داده باشد قضاى آن روز بر او واجب مى شود .

12ـ زن حائض و نفساء در روزهائى كه خون مى بينند نبايد روزه بگيرند و بايد قضاى ايام حيض ونفاس را بجا آورند .

13ـ مسافرى كه فراموش كند روزه ماه رمضان در سفر باطل است ، و روزه بگيرد قضاى آن روز بر او واجب است .

14ـ اگر روزه دار در روز ماه رمضان عمداً استفراغ كند فقط قضاى آن روز بر او واجب مى شود .

15ـ اگر كسى با بوسيدن ويا نگاه به زن اجنبيه وامثال آن منى از او خارج شود و قصد بيرون آمدن منى را نداشته باشد وعادت او نيز چنين نباشد كه با آن كار منى از او خارج شود بنابر احتياط مستحب قضاى آن روز را بجا آورد .

16ـ اگر كسى به جهت مرض و امثال آن نتواند روزه بگيرد يا روزه براى او ضرر داشته باشد ، بايد قضاى آن را بجا آورد .

17ـ كسى كه به جهت مستى يا بيهوشى كه تا بعد از ظهر روز ماه رمضان استمرار داشته، روزه او فوت شده است قضاى آن را بايد بجا آورد .

18ـ مرتد چه فطرى وچه ملى بايد روزه ايام ارتدادش را قضا كند (1) .

 مواردى كه علاوه بر قضاء ، كفاره تخييرى واجب است

1ـ كسى كه يكى از مفطرات را ، غير از استفراغ عمدى و بقاء بر جنابت به تفصيلى كه سابقاً ذكر شد ، عمداً و بدون اكراه و اجبار انجام دهد، قضا و كفاره بر او واجب مى شود ، فرقى نمى كند كه عالم به حكم باشد يا جاهل مقصّر ، اما جاهل قاصر ، يعنى كسى كه جهل او از روى تقصير و كوتاهى نبوده و بدنبال ياد گرفتن احكام روزه بوده ولى ملتفت ومتوجه به اين مسئله نشده يا نتوانسته آنرا ياد بگيرد ، فقط قضا بر او واجب مى شود .

2ـ اگر مسافر قبل از اينكه به حد ترخص برسد روزه خود را باطل كند ، بنابر احتياط واجب قضا وكفاره بر او واجب مى شود .

 يادآورى

كسى كه در دو مورد قبل كفاره بر او واجب شده است مخير است در اينكه يكى از سه مورد زير را انتخاب كند ، اگر چه احتياط استحبابى اينست كه اگر مى تواند ترتيب را مراعات كند  :

1ـ يك بنده مؤمن آزاد كند .

2ـ دو ماه پى در پى روزه بگيرد ، يعنى سى و يك روز را بدون فاصله انداختن بين روزها روزه بگيرد ، و مى تواندبقيه روزها را با فاصله روزه بگيرد .

3ـ شصت فقير را اطعام دهد ، واطعام به اين است كه يا آنها را سير كند ويا به هر كدام يك مُدّ كه تقريباً ده سير است طعام يعنى گندم ويا جو يا نان وامثال آن بدهد .

 مواردى كه قضا وفديه واجب مى شود  :

1ـ اگر بواسطه عذرى غير از مرض مثلاً براى مسافرت ، تمام ماه يا بعض از ماه را روزه نگرفته باشد وعذر او تا رمضان بعد باقى بماند ، بنابر احتياط واجب بايد روزهائى را كه روزه نگرفته قضا نمايد وبراى هر روز يك مد طعام ( فديه ) به فقير بدهد (1) .

2ـ اگر در ماه رمضان به جهت عذرى روزه نگيرد و بعد از رمضان عذر او برطرف شود ، و تا رمضان آينده عمداً يا از روى تسامح و بى اعتنايى ، قضاى روزه را نگيرد ، بايد روزه را قضا كند و براى هر روز فديه بدهد .

همچنين است اگر هنوز به ماه رمضان بعد نرسيده باشد ، ولى به واسطه مرض و امثال آن ، در هنگامى كه وقت براى قضا تنگ شده است ، نتواند روزه قضاى خود را بجا آورد .

3ـ اگر بخاطر عذرى تمام ماه رمضان يابعضى از آن را روزه نگيرد ، و بعد از ماه رمضان عذرش برطرف شود و قصد داشته باشد كه قضا را بجا آورد ، ولى وقت تنگ شود ودر تنگى وقت عذرى پيدا كند ، بايد قضا را بگيرد وبراى هر روز فديه بپردازد (2) .

4ـ زن شيردهى كه شير او كم است و روزه گرفتن براى او يا براى شيرخوار ضرر دارد ، ( فرقى نمى كند كه شيردهنده مادر باشد يا دايه ) در صورتى كه زن ديگرى كه به بچه شير دهد پيدا نمى شود ، بايد روزه خود را بخورد ، و بعداً قضاى آنرا بجا آورد و براى هر روز فديه بدهد .

5ـ زنى كه وضع حمل او نزديك است ، اگر روزه براى او يا فرزندش ضرر دارد ، بايد روزه خود را بخورد ، و بعداً قضا كند و فديه بدهد .

وفديه عبارت است از يك مُدّ ( تقريباً ده سير ) طعام ( يعنى گندم يا جو يا آرد اينها ، يا نان يا برنج يا مويز يا خرما ) كه به فقير داده مى شود .

1 - و اگر به واسطه مرضى روزه رمضان را نگيرد و مرض او تا رمضان سال بعد طول بكشد ، قضاى روز��ائى را كه نگرفته بر او واجب نيست وبايد براى هر روز يك مد طع��م به فقير بدهد . ( توضيح المسائل م 1712 ) .

2 - به فديه دادن در اين سه مورد، كفاره تأخير قضاى روزه ماه رمضان مى گويند .

 مسائلى در كفاره

1ـ اگر روزه دار در يك روز ماه رمضان چند مرتبه يكى از مفطرات روزه را ( غير از جماع ) مرتكب شود ، براى همه آنها يك كفاره كافى است. همچنين است اگر چند نوع از مفطرات را انجام دهد، مثل آنكه هم بخورد وهم بياشامد وهم تمام سرش را در آب فرو ببرد .

ولى اگر در روز ماه رمضان بازن خود مكرراً جماع كند براى هر دفعه ، يك كفاره تخييرى و اگر جماع او حرام
باشد مثلاً زنا كند ، براى هر دفعه يك كفاره جمع واجب مى شود  .

2ـ كسى كه عمداً روزه خود را باطل كرده ، اگر مسافرت كند كفاره از او ساقط نمى شود چه سفرش قبل از ظهر باشد وچه بعد از ظهر .

ولـى اگر روزه خود را باطل كرد وبعـد عذرى مانند حيض يانفاس يامرض براى او پيدا شد ، كفاره بر او
واجب نيست .

3ـ كسى كه از هر سه قسم كفاره روزه عاجز است ، مخير است در اينكه هجده روز روزه بگيرد يا به هر مقدارى كه وسعش مى رسد به فقرا اطعام بدهد ، واگر از اين دو نيز عاجز بود بايد آن مقدار كه مى تواند از روزه واطعام انجام دهد واگر از هر دو به طور كلى عاجز بود بايد بجاى كفاره استغفار كند ، اگر چه مثلاً يك مرتبه بگويد استغفر الله واحتياط واجب آنست كه هر وقت بتواند ، كفاره را بدهد .

4ـ اگر قضاى روزه رمضان را تا سال بعد عقب بيندازد ، بايد قضا را بجا آورد وبراى هر روز يك مد طعام به فقير بدهد ، واين كفاره تأخير فقط براى سال دوم است وبراى سالهاى بعد تكرار نمى شود ، مثلاً اگر قضاى روزه رمضان را تا سه سال يا بيشتر بجا نياورد ، كفاره تأخير فقط براى سال دوم است ، وسالهاى بعدى كفاره ندارد .

5ـ كسى كه بايد براى هر روز يك مد طعام به فقير بدهد ، مى تواند كفاره چند روز از يك رمضان يا چند رمضان را به يك فقير بدهد .

 قضاى روزه ماه رمضان

قضاى روزه ماه رمضان بر كسى كه روزه از او فوت شده وداراى شرايط زير باشد واجب مى گردد  :

1ـ بلوغ  : پس اگر بچه بالغ شود واجب نيست قضاى روزه هاى زمان كودكى را بجا آورد .

1 - يا به هر كدام يك مد طعام بدهد. و چنانچه هر سه برايش ممكن نباشد، هر كدام كه ممكن است بايد انجام دهد.

ولى اگر به خدا و پيغمبر(ص) نسبت دروغ بدهد، گرچه روزه خود را با حرام باطل كرده، كفاره جمع بر او واجب نمى شود.

2ـ عقل  : پس اگر ديوانه عاقل شود ، واجب نيست روزه هاى وقتى را كه ديوانه بوده قضا نمايد (1) .

3ـ اسلام  : پس اگر كافر اصلى مسلمان شود ، واجب نيست روزه هاى وقتى را كه كافر بوده قضا نمايد .

پس بنابر اين قضاى روزه ماه رمضان بر افراد زير واجب مى باشد  :

1ـ حائض ونفساء ، اگر چه قضاى نماز بر آنان واجب نيست .

2ـ مسافرى كه قبل از ظهر سفر كرده ، ويا بعد از ظهر از سفر برگشته ياقبل از ظهر برگشته ولى كارى كه روزه را باطل كند انجام داده است .

3ـ مريضى كه روزه برايش ضرر دارد .

4ـ مرتد ، پس اگر مسلمانى كافر شود ودوباره مسلمان گردد، روزه هاى وقتى را كه كافر بوده بايد قضا نمايد .

5ـ غير از اينها كسانى كه روزه خود را باطل كرده اند ويا روزه نگرفته اند كه سابقاً گذشت .

 كسانى كه مى توانند روزه خود را در ماه رمضان افطار كنند  :

1ـ پيرمرد و پيرزنى كه نمى توانند روزه بگيرند يا روزه گرفتن براى آنها مشقت دارد .

2ـ كسى كه مرض تشنگى دارد، و از شدت تشنگى نمى تواند روزه بگيرد يا روزه گرفتن براى او مشقت دارد .

3ـ زنى كه زائيدن او نزديك است وروزه براى خودش يا حملش ضرر دارد .

4ـ زن شيرده كه شير او كم است، و روزه گرفتن براى او يا شيرخوار ضرر دارد، در صورتى كه زن شيرده ديگرى موجود نباشد .

واين چهار گروه روزه خود را افطار مى كنند و بايد فديه بدهند ، يعنى براى هر روز كه افطار كرده اند ، يك مد طعام به فقير بدهند . و زن حامله و شيرده علاوه بر اين كفاره بايد بعداً قضاى روزه ها را بجا آورند .

همچنين كسى كه مرض تشنگى دارد اگر خوب شود و پيرمرد و پيرزن اگر برايشان روزه گرفتن ميسر شود ، بايد قضاى روزه ها را هم بجا آورد . 

احکام روزه مسافر

سئوال 1 _ در چه صورتي مسافر نمي تواند روزه بگيرد؟

جواب _ مسافری که بايد نمازهاي چهار رکعتي را، دو رکعت بخواند، در سفر نبايد روزه بگيرد.

س 2 _ در چه صورتي مسافر بايد روزه بگيرد؟

ج_ مسافري که نمازش را تمام مي خواند، مانند کسي که شغل اش مسافرت، يا سفر او سفر گناه است، بايد در سفر روزه بگيرد.

س 3 _ آيا مسافرت در ماه رمضان اشکال دارد؟

ج _ مسافرت در ماه رمضان اشکال ندارد.

س 4 _ در چه صورت مسافرت در ماه رمضان اشکال دارد؟

ج _ اگر براي فرار از روزه باشد، مکروه است.

س 5 _ اگر غير از روزه ماه رمضان، روزه معين ديگري بر انسان واجب، آيا مي تواند در آن روز مسافرت کند؟

ج _ اگر غير از روزه ماه رمضان، روزه معين ديگري بر انسان واجب باشد، مثلا نذر کرده روز معيني را روزه بگيرد، چنانچه ناچار نشود، بنابر احتياط واجب، نمي تواند در آن روز مسافرت کند.

س 6 _ اگر اين شخص در سفر باشد، نسبت به انجام روزه آن چه وظيفه اي دارد؟

ج _ اگر در سفر باشد، چنانچه ممکن است، بايد قصد کند ده روز در جايي بماند و آن روز را روزه بگيرد.

س 7 _ اگر نذر کند روزه بگيرد و روز آن را معين نکند، آيا مي تواند آن روز را در سفر بجا آورد؟

ج _ نمي تواند آن را در سفر بجا آورد.

س 8 _ چنانچه نذر کند روز معيني را چه مسافر باشد يا نباشد، روزه بگيرد، چه وظيفه اي دارد؟

ج _ بايد آن روز را، اگر چه مسافر باشد، روزه بگيرد.

س 9 _ اگر غير از روزه ماه رمضان، روزه معين ديگري بر انسان واجب باشد، مثلا نذر کرده، روز معيني را روزه بگيرد، آيا مي تواند در آن روز به سفر برود؟

ج _ چنانچه ناچار نشود، بنابر احتياط واجب، نمي تواند در آن روز مسافرت کند.

س 10 _ اگر در آن روز معين در سفر بود، چه تکليفي بر عهده اوست؟

ج _ چنانچه ممکن است، بايد قصد کند ده روز در جايي بماند و آن روز را روزه بگيرد.

س 11 _ اگر کسي نذر کند، روزه بگيرد و روز آن را معين نکند، آيا مي تواند آن را در سفر بجا آورد؟

ج _ نمي تواند آن را در سفر بجا آورد.

س 12 _ چنانچه کسي نذر کند روز معيني را چه مسافر باشد، يا نباشد، روزه بگيرد، چه وظيفه اي دارد؟

ج _ بايد آن روز را، اگر چه مسافر باشد، روزه بگيرد.

س 13 _ آيا مسافر مي تواند براي حاجت خواستن از درگاه الهي، در مدينه منوره روزه بگيرد؟

ج _ مي تواند سه روز در شهر مدينه منوره، روزه مستحب بگيرد.

س 14 _ کسي که نمي داند، روزه مسافر باطل است، اگر در سفر روزه بگيرد و در بين روز، مسأله را بفهمد، روزه اش چه حکمي پيدا مي کند؟

ج _ روزه باطل مي شود.

س 15 _ اگر تا مغرب نفهمد، روزه اش چه حکمي پيدا مي کند؟

ج _ روزه اش صحيح ا��ت.

س 16 _ اگر فراموش کند، مسافر است، يا فراموش کند، روزه مسافر باطل مي باشد و در سفر روزه بگيرد، روزه او چه حکمي پيدا مي کند؟

ج _ روزه او باطل است.

س 17 _ اگر مسافر، بعدازظهر مسافرت کند، چه وظيفه اي دارد؟

ج _ بايد روزه خود را تمام کند.

س 18 _ اگر پيش از ظهر مسافرت رود و قصد طي کردن مسافت شرعي را داشته باشد، چگونه بايد تکليف اش را انجام دهد؟

ج _ وقتي به حد ترخص برسد، يعني به جايي برسد که ديوار شهر را ببيند و صداي اذان آن را نشنود، بايد روزه خود را باطل کند.

س 19 _ اگر پيش از رسيدن به حد ترخص روزه را باطل کند، انجام چه تکليفي بر او واجب مي شود؟

ج _ بنابر احتياط کفّاره بر او واجب مي شود.

س 20 _ اگر مسافر پيش از ظهر به وطن اش برسد، يا به جايي که مي خواهد، ده روز در آنجا بماند، آيا مي تواند روزه آن روز را بگيرد؟

ج _ چنانچه کاري که روزه را باطل مي کند انجام نداده، بايد آن روز را روزه بگيرد و اگر انجام داده، روزه آن روز بر او واجب نيست.

س 21 _ اگر مسافر بعدازظهر به وطن اش برسد، يا به جايي که مي خواهد ده روز در آنجا بماند، آيا لازم است آن روز را روزه بگيرد؟

ج _ نبايد آن روز را روزه بگيرد.

س 22 _ انجام چه کارهايي بر مسافر و کسي که نمي تواند روزه بگيرد، مکروه است؟

ج _ مکروه است در روز ماه رمضان، جماع نمايد و در خوردن و آشاميدن، خود را سير کند.

ثابت شدن اول ماه

 س 23 _ با چند چيز، اول ماه ثابت مي شود؟

ج _ اول ماه با پنج چيز ثابت مي شود.

س 24 _ مورد اول که باعث ثابت شدن اول ماه مي شود کدام است؟

ج _ خود انسان ماه را ببيند.

س 25 _ دومين موردي که باعث ثابت شدن اول ماه مي گردد، چيست؟

ج _ عده اي که از گفته آنان يقين پيدا مي شود، بگويند ماه را ديده ايم و همچنين است هر چيزي که به وسيله آن يقين يا اطمينان پيدا شود.

س 26 _ مورد سوم که باعث ثابت گرديدن اول ماه مي شود، کدام است؟

ج _ دو مرد عادل بگويند، ماه را ديده ايم. ولي اگر وصف ماه را برخلاف يکديگر بگويند اول ماه ثابت نمي شود.

س 27 _ مورد چهارم کدام است؟

ج _ سي روز از اول ماه شعبان بگذرد که به جهت آن ماه رمضان ثابت مي شود و سي روز از اول ماه رمضان بگذرد که بر اثر آن، اول ماه شوال ثابت مي شود.

س 28 _ پنجمين موردي که اول ماه را ثابت مي کند، کدام است؟

ج _ حاکم شرع حکم کند، اول ماه است.

س 29 _ اگر حاکم شرع حکم کند اول ماه، آيا لازم است مقلدان مجتهدهاي ديگر نيز بر حکم او عمل نمايند؟

ج _ اگر حاکم شرع حکم کند اول ماه است، کسي که از او تقليد نمي کند، بايد به حکم او عمل نمايد.

البته در صورتي که حاکم شرع ديگري بر خلاف او حکم نکند.

س 30 _ اگر کسي علم داشته باشد که حاکم شرع در تعيين اول ماه اشتباه کرده و او در حکم خود اشتباه کرده است، آيا لازم است که به حکم حاکم شرع عمل نمايد؟

ج _ کسي که مي داند، حاکم شرع، اشتباه کرده، نمي تواند به حکم او عمل نمايد.

س 31 _ آيا اول ماه با پيش گويي منجمان ثابت مي شود؟

ج _ اول ماه با پيش گويي منجمان ثابت نمي شود. ولي اگر انسان به گفته آنان يقين پيدا کند، به آن عمل نمايد.

س 32 _ آيا بلند بودن ماه و يا دير غروب کردن آن، دليل مي شود که شب پيش، اول ماه بوده است؟

ج _ دليل نمي شود که شب پيش، اول ماه بوده است.

س 33 _ اگر براي کسي، اول ماه رمضان ثابت نشود و روزه نگيرد، چنانچه دو مرد عادل بگويند، شب پيش ماه را ديده ايم، چه وظيفه اي بر عهده آن شخص است؟

ج _ بايد روزه آن روز را قضا نمايد.

س 34 _ اگر براي شهري اول ماه ثابت شد، آيا مردم شهر ديگر هم مي توانند به آن عمل نمايند؟

ج _ براي مردم شهر ديگر فايده ندارد. مگرآن دو شهر به هم نزديک باشند، يا بدانند افق آنها يکي است.

س 35 _ آيا اول ماه با تلگراف ثابت مي شود؟

ج _ اول ماه با تلگراف ثابت نمي شود.

س 36 _ در چه صورتي با تلگراف ثابت مي شود؟

ج _ [در صورتي] که دو شهر نزديک يا هم افق که انسان بداند تلگراف از روي حکم حاکم شرع يا شهادت دو مرد عادل بوده است.

س 37 _ در روزي که انسان نمي داند آخر ماه رمضان است يا اول شوال چه وظيفه اي دارد؟

ج _ بايد روزه بگيرد.

س 38 _ اگر پيش از مغرب بفهمد که اول ماه شوال است، چه تکليفي دارد؟

ج _ بايد افطار کند.

س 39 _ آيا نسبت به طلوع فجر، تحقق مغرب و اول ماه رمضان و عيد و... حکم زنداني با غير زنداني فرق مي کند؟

ج _ حکم زنداني با غير زنداني مساوي است.

 روزه های حرام

س 40 _ چه روزهايي حرام است که گرفته شود؟

ج _ روزه عيد فطر و عيد قربان، حرام است و نيز روزي که انسان نمي داند آخر ماه شعبان است يا اول ماه رمضان، اگر به نيت اول ماه رمضان روزه بگيرد، حرام مي باشد.

س 41 _ در چه صورت گرفتن روزه مستحب بر زن حرام مي گردد؟

ج _ اگر زن به جهت گرفتن روزه مستحب، حق شوهرش از بين برود، روزه او حرام است.

س 42 _ اگر حق شوهر از بين نرود، آيا زن مي تواند روزه مستحب بگيرد؟

ج _ اگر حق شوهر از بين نرود، بدون اجازه او، روزه مستحب نگيرد.

س 43 _ در چه صورت روزه فرزند حرام مي گردد؟

ج _ اگر روز مستحب فرزند سبب اذيت پدر يا مادر يا جد شود، حرام است.

س 44 _ اگر پسر بدون اجازه پدر، روزه مستحب بگيرد و در بين روز پدر او را نهي کند، چه تکليفي به عهده اوست؟

ج _ اگر ترک افطار سبب اذيت پدر شود، بايد افطار نمايد و اگر سبب اذيت او نشود، افطار لازم نيست.

س 45 _ کسي که مي داند، روزه براي او ضرر ندارد، اگر چه دکتر بگويد ضرر دارد، چه وظيفه اي دارد؟

ج _ بايد روزه بگيرد.

س 46 _ کسي که مي داند روزه برايش ضرر دارد، اگر دکتر گفت: روزه ضرر ندارد، آيا مي تواند روزه بگيرد؟

ج _ کسي که يقين يا گمان دارد، روزه برايش ضرر دارد، اگر چه دکتر بگويد، ضرر ندارد، بايد روزه نگيرد و اگر روزه بگيرد، صحيح نيست.

س 47 _ اگر انسان احتمال بدهد روزه برايش ضرر دارد و از آن احتمال، ترس برايش پيدا شود، آيا مي تواند روزه بگيرد؟

ج _ چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد، نبايد روزه بگيرد و اگر روزه بگيرد صحيح نيست.

س 48 _ کسي که عقيده داشته روزه براي او ضرر ندارد، اگر روزه بگيرد و بعد از مغرب بفهمد روزه براي او ضرر داشته، آيا لازم است، قضاي آن روزه را بجا آورد؟

ج _ واجب نيست قضاي آن را بجا آورد